عبد الله احمديه
152
راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى )
مدت خاكشير و گلپر و گاهى هم از غااوت استفاده مىكرد . وضعيت معدهاش خوب و نفخ خيلى كم شده بود كه چندان محسوس به نظر نمىآمد . چنانچه طاقباز مىخوابيد اندكى نفخ در روده بزرگ تشخيص داده مىشد . روىهمرفته حال عمومىاش رضايتبخش بود . جهت مداومت در درمان تجويز تكرار داروها را نمودم . * * * * بيمار دهم روماتيسم بيمارى است كه گاه به اعضاء و احشاء متوجه شده و سبب بروز عوارض و دگرگونىهائى در آنها مىشود كه شخص هيچ تصور آن را نمىنمايد . در تاريخ 6 / 7 / 32 خانم ظفر سلطان 50 ساله اهل تبريز ساكن كوچه قهوهچىباشى و در تهران مجاور كلانترى 8 ، به علت درد مفاصل به من رجوع نمود . پس از تحقيقات زياد معلوم شد بيش از بيست سال است كه دچار دلدرد شده و ضعفى در معدهاش پديدار گشته كه در نتيجه نمىتواند غذا را به درستى هضم كند . در شبانهروز يك بار بيشتر غذا نمىخورد و آن را نيز به زحمت هضم مىنمايد . اگر در شبانهروز دو بار غذا بخورد غذا در معده مانده و مبتلاء به دلدرد مىشود و پس از آن غذاى مانده به شكل استفراغ خارج مىگردد . طبق اظهار بيمار ، دلدرد گاهى شدت بسيار مىيافت مخصوصا اگر از غذاهاى « سرد » استفاده مىكرد . مزاج او معمولا دچار يبوست بود . پنج ماه قبل درد معدهاش آرامش يافت و در عوض درد زانو و بندهاى دست و شانه و غيره بروز كرد . در معاينه ، شكم بيمار نفخ و گاز داشت . مزاج خشك و تخليه آن ناقص و قلب نيز اندكى متلاطم بود . درمان بيمارى اين خانم با استفاده از سياهدانه ، مصطكى و رازيانه و نيز تعفين يد و يدوردوپتاسيم و همچنين بوزيدان ، ريشه ايرسا و بابونه تحقق پذيرفت و با مداومت در پيروى از دستور ، بهبود در حالش پديدار گرديد . * * *